حتی از نوشتن عدد شماره پست هم خسته ام ...شایدم تنبلی است:/

اولین بار کی این کلمه رو پیدا کرد-خسته- اصن تلفظشم کول باری از خودشو همراه داره 

 

مثلا این شعر بهمنی:

از زندگی از این همه تکرار خسته ام 
 از های و هوی کوچه و بازار خسته ام 
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه 
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام 
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم 
 آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام 
 بیزارم از خموشی تقویم روی میز 
 وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام 
 از او که گفت یار تو هستم ولی نبود 
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام 
 تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید 
 از حال من مپرس که بسیار خسته ام 

**

از خوندنش احساس خستگی نکردی؟ ;) ..خسته نباشی عزیز دلم :* 

 

سرخوشما ....الکی ...الکی 

کتاب بابا لنگ دراز جین وبستر و خوندم چقد دنیای بعضی کتابا شیرینن

چی میشد واقعی بودن خیال باطل

چی میشد تو بابا لنگ دراز من بودی ... 

اااِِِِِِِِِع اصن بیخیال

این تصویرو نیگا 

 

هروقت بائوباب میبینم یاد شازده کوچولو میفتم ::

"..باری، تو سیاره‌ی شهریار کوچولو گیاه تخمه‌های وحشتناکی به هم می‌رسید.

یعنی تخم درختِ بائوباب که خاکِ سیاره حسابی ازشان لطمه خورده بود.

بائوباب هم اگر دیر به‌اش برسند دیگر هیچ جور نمی‌شود حریفش شد: تمام سیاره

را می‌گیرد و با ریشه‌هایش سوراخ سوراخش می‌کند و اگر سیاره خیلی کوچولو

باشد و بائوباب‌ها خیلی زیاد باشند پاک از هم متلاشیش می‌کنند."

 

+خب همه این چرت گوییها به یک گوشه 

من یه تصمیمی گرفتم ...تصمیم ک دیگه بیش از این تو رو و خودمو اذیت نکنم

میام اینجا مینویسم دلتنگم هی میگمو تو میخونی و... :(

متاسفم 

تصمیم گرفتم دیگه نیام ...ننویسم 

از اونجایی هم ک میدونم معتاد نت شدم 

به برادر گفتم این دستگاه وایم/کس رو ببره با خودش ک جلو من نباشهخنثی

 

اراده رو میبینی ... :|

 

همین 

بیادتم !

 خوب باش ...بذا با یاد تو ک خوبی دلم خوش باشد...خوب باش ...سرحال

من!

 

یا حق

 

/ 1 نظر / 12 بازدید
من

کاشکی یک بار و برای همیشه تصمیم میگرفتی که دیگه نری و تا ابد و تا زنده ایم کنار همدیگه باشیمممممممممممم... کاشکی کاشکی کاشکی........[ناراحت][ماچ]